کدخبر : 52896
چهارشنبه 6 بهمن 1395 - 14:10
53 بازدید
فاقددیدگاه

در کودکی دست‌فروشی می‌کردم

پایگاه خبری توفارقانآذرشهر , گوگان , ممقان: 

علیرضا رنجی‌پور از دوران کودکی‌اش می‌گوید و با انتقاد از اجرای نمایش ارآرواد در تبریز و عدم حمایت مسئولین از هنرمندان، به حاشیه‌های پیرامون خود پاسخ می‌دهد.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از آناج، این روزها نامِ کمدین معروف تبریزی نقلِ هر محافلی است و همگان از هنرمندی سخن می‌گویند که اخیراً با درج پست‌های اعتراضی در فضای مجازی خبرآفرین شده است؛ علیرضا رنجی‌پور که خیلی از آذربایجانی‌ها با نمایش‌های او خاطره دارند، ابتدا با شائبه‌ی حضورش در انتخابات شورای شهر خبرسازی کرد و در ادامه با اعتراض به اجرای نمایش «اَر، آرواد» در جشنواره تئاتر تبریز، بیش از گذشته در مظان نقدها و تمجیدها قرار گرفت.

در این گفت‌وگوی صمیمی علیرضا رنجی پور هنرمند نامی تبریز به سوالاتی حول شائبه‌های ایجاد شده بین مردم و اهل هنر پاسخ  می‌دهد؛

از بابک نهرین جدا نشده‌ام/ عصبی بودم، مدتی به خود استراحت دادم

آناج: با وجود همکاری‌ها و رفاقت‌های قدیمی، چرا از گروه نمایشی بابک نهرین جدا شدید؟

البته من از آقای نهرین جدا نشده‌‌ام؛ او دوست، برادر و همکار من است. علاوه بر این با توجه به دغدغه‌‌ای که در زمینه ایجاد نشاط اجتماعی در جامعه دارم، در کنار آقای نهرین به نتیجه خوبی رسیده‌‌ام و نسخه‌‌ای از نمایش‌‌های ما به خانه‌‌های ۸۰ درصد مردم شمالغرب ایران، راه یافته است؛ شاد کردن مردم علایم حیاتی کار ماست اما در کنار آن سعی داریم پیام‌هایی را نیز به آنان منتقل کنیم.

آناج: علت انتشار پیامی مبنی بر جدایی از گروه نمایشی آقای نهرین، در اینستاگرام چه بود؟

از یک سو من دغدغه‌‌های خاص خودم را دارم و از سوی دیگر آقای نهرین نیز کسالت دارند؛ یعنی علی‌‌رغم آنچه مردم می‌‌پندارند، آنان که دیگران را می‌‌خندانند این طور نیست که خودشان بیشتر شاد باشند بلکه کار گاه به مصرف قرص هم می‌‌رسد. در واقع آنان که در عرصه‌‌های طنز فعالیت می‌‌کنند با مشکلات عصبی و روانی هم مواجه می‌‌شوند. من نیز به دلیل دغدغه‌‌های دیگری که دارم تحت برخی فشارهای روانی از گروه آقای نهرین خارج شدم تا مدتی در فعالیت‌‌های هنری شرکت نکنم.

واضح‌‌تر اینکه من از گروه هنری خارج شدم تا فراغتی یافته و بتوانم مبارزه بکنم؛ وگرنه در آینده به فعالیت هنری خود ادامه خواهم داد.

نمایش «اَر،آرواد» یک کارِ ضدفرهنگی و اسلامی بود/ در کجایِ فرهنگ ما مرد همسر خود را در ازایِ ۲۵۰۰ مانات به دوستِ خود می‌فروشد؟

آناج: کدام دغدغه‌‌ها شما را تا حدی تحت فشار روانی قرار داد که در نهایت به توقف‌های هنری تان منجر شد؟

در جشنواره تئاتر فجر استانی نمایشی با عنوان “ار آرواد” با همراهی آقای محمدپور، آقای ابراهیمی، رایزن فرهنگی آذربایجان و با حمایت‌‌های سازمان فرهنگی هنری شهرداری تبریز که همه از نیروهای ارزشی هستند، به اجرا در آمد. می‌بایست آقایان بنا بر مسئولیت مدیریتی خود حساسیت بیشتری به خرج می‌دادند.

نمایش “ار آرواد” هیچ محتوایی ندارد و اثری کاملا ضد فرهنگی، ضدارزشی و ضد اسلامی است که به شهر پایتخت تشیع راه یافته است؛ حال سوال این است که چه کسانی باعث اجرای چنین نمایشی در تبریز شده‌‌اند و چرا دقت کافی در مورد بعد فرهنگی و ارزشی کار به خرج نداده‌‌اند؟ در شرایطی که هر روز شهیدی از دفاع مقدس تفحص شده و به شهرها باز می‌‌گردند یا شهیدی از مدافع حرم مدام در بین مردم تشییع می‌‌شوند، آیا شایسته بود که نمایشی چنین سخیف و بی‌‌محتوا با حضور صرفا یک کشور خارجی با دولت لائیک (جمهوری آذربایجان) در جشنواره تبریز اجرا شود؟ البته جای بحث نیست که مردم آذربایجان شیعیان مخلصی هستند اما اصل حرف من این است که اگر یک کار ارزشی دعوت نکرده‌‌اید، حداقل کاری ضد ارزشی هم نمی‌آوردید؛ چه اشکالی داشت که یک کمدی اجتماعی دعوت می‌کردید که حداقل نقطه مقابل فرهنگ ما قرار نمی‌گرفت.

محتوای نمایش “ار آرواد” این بود که نوکران مرد رشوه می‌‌گرفتند تا نقشه‌‌های زن را عملی کنند و نوکران زن رشوه می‌‌گرفتند تا نقشه‌‌های مرد را پیش ببرند. فارغ از دغدغه‌‌های دیگر اولین نکته‌‌ای که مرا بیش از همه آزار می‌‌داد این بود که در این داستان مرد از یکی از رفقای خود ۲۵۰۰ منات درخواست می‌‌کند تا در ازای آن زن خود را طلاق بدهد تا رفیقش با زن او ازدواج کند! این با کجای فرهنگ ما سازگار است؟ شاید لالایف‌ها و بابایُف‌ها چنین حرف‌‌هایی بزنند اما چنین صحبت‌‌هایی در فرهنگ ما جایی ندارد.

فرهنگِ آذربایجان فرهنگِ باکری‌ها و ستارخان است

دومین نکته‌‌ای که مرا آزار می داد این بود که بازیگران روی صحنه پاسور به دست مشغول قمار بودند! معنی این صحنه‌‌ها ترویج قمار است اما آیا قمار در فرهنگ ما جایگاهی دارد؟ این نمایش با صحنه‌ی قمار می‌خواست چه پیامی را به مخاطب ما منتقل کند؟!

علاوه بر این در بخشی از نمایش متاهلین را زیر سوال برده‌‌اند و نمود عینی آن در جمله‌‌ای است که می‌‌گوید “زن‌‌ها از مهریه خود بگذرند، آنگاه می‌‌بینند شوهرانشان چگونه آنها را طلاق می‌‌دهند”. این صحبت‌‌ها را رو به تماشاگر مطرح کردند و انتظار سوت و کف هم از مردم داشتند! آیا چنین صحنه‌هایی را در حضور خانواده‌‌های شهدا نیز می توانستند اجرا کنند؟!

حال بگذریم از اینکه طراحی لباس‌‌ها و فرم بدن بازیگران، بخصوص بازیگران زن، به گونه‌‌ای بود که کاملا آشکار و واضح می‌‌شد وقاحت آن را فهمید. در مورد حجاب نیز من عکس‌‌هایی دارم که می‌‌توانم نشان دهم، این اصل نیز به طور کامل رعایت نشده است. در کنار آن رقص آشکار مردها را داشتیم که هیچ گاه نمی‌توان آن را حرکات موزون نامید؛ اگر مردها داشتند می‌رقصیدند، چرا زن بالای صحنه می‌خواست رقص کند که مسئولی از پایین با دست اشاره کرد که ادامه ندهد!

آن‌‌ها میهمان ما بودند و من کاری از دستم بر نمی‌‌آمد و فقط از شدت ناراحتی دنبال جایی برای گریه بودم. آیا واقعا فرهنگ و تمدن آذربایجان آن است که نمایش “ار آرواد” نشان می‌‌داد؟! به نظر من اصلا اینگونه نیست؛ فرهنگ آذربایجان فرهنگ شهادت است، فرهنگ ستارخان و باقرخان و باکری‌هاست.

مسئولین برای نمایش‌هایی مثل ارآرواد از جیب خود خرج کنند/ پول بیت‌المال را برنگردانید مشمول‌الذمه خواهید بود

البته من می‌‌دانم مدیرکل ارشاد هیچ سوء نیتی نداشته است، اما وقتی چنین صحنه‌‌هایی را مشاهده می کنیم، می‌‌بینیم که بی دقتی کرده‌‌اند و حتی به آن اکیپ تندیس ارک نیز تقدیم کردند و کار به جایی رسید که لالایف گفت افتخارم این است که این اثر را همه جای دنیا برده‌‌ام و در آخرین مرحله در تبریز اجرا می کنم. اما مگر فرهنگ همه جای دنیا با فرهنگ ما یکی است و هرکس هر کاری را می‌‌تواند در تبریز اجرا کند؟!

چه می‌شد یک دهم هزینه‌ای را که صرفِ ارآرواد کردند صرف نمایش بی‌بی‌رقیه می‌کردند؟

در عوض این همه تندیس و جوایز و ریخت و پاش‌‌هایی که خرج “ار آرواد” کردند به اثر “فوتروس” به عنوان یک اثر ارزشی فاخر که در مدح امام حسین(ع) ساخته شده است، یک میلیون تومان به زحمت توسط سازمان فرهنگی هنری شهرداری پرداخت شد. چه کسی این اجازه را به آن ها داده است؟! آن ها که بانی این کار هستند به جای اینکه از بیت المال برای این حرکت خرج کنند، از جیب خود هزینه‌‌هایش را پرداخت کنند و بیت المال را به محل آن بازگردانند وگرنه مشمول الذمه تمام افراد جامعه هستند.

ما با هزار زحمت و با خرج بیش از یک میلیون تومان کرایه ماشین توسط آقای تقی زاده، توانستیم از سازمان فرهنگی هنری شهرداری یک میلیون تومان برای فوتروس جذب کنیم؛ اما مدیران مربوطه حمایتی از آن کردند؟ هزینه‌‌ی لوح تقدیر فقط ۱۰ هزارتومان است؛ آیا یک لوح تقدیر به این نمایش اعطا کردند؟ ما یک میلیون‌تان را همراه با یک میلیون دیگر به خودتان باز می‌‌گردانیم تا برای نمایش باکو که در رأس‌ آن لائیک‌‌ها قرار دارند، خرج بکنید. چه می‌‌شد اگر یک دهم هزینه‌‌ای را که صرف “ار آرواد” کردند، صرف “بی بی رقیه(س)” می کردند؟

معاون فرهنگ و ارشاد مگر از جیب پدرش خرج می‌کند که بر اساس سلایق شخصی تصمیم می‌گیرد؟

جالب است که پس از گلایه‌‌هایی که کردم، معاون ارشاد گفته است هزینه‌‌هایتان را بنویسید و بیاورید تازه ببینیم چطور می‌‌شود! مگر از جیب پدرت داری هزینه می‌کنی؟ یا صندوق دار بیت‌‌المال هستی تا برای امورات باب میل و سلیقه‌ی شخصی‌‌ات خرج کنی؟! شما مسئولید اگر این طرف لیاقتی وجود داشته باشد که حتما دارد، این‌ها را از حلقوم‌تان بیرون می‌کشند و این طرف هم نشد، آن طرف باید پاسخگو باشید.

مدیرکل فرهنگ و ارشاد یا عذرخواهی کند و یا آنکه جوابگو باشد/ حتی نمی‌توانم به او «دکتر» بگویم!

آقای مدیرکل باید جوابگو باشد که این اثر سخیف برای چه به تبریز آمده است؟ گیریم که من به عنوان یک بچه اثر غیرمجازی را به تبریز آورده‌ام؛ اما شما مدیر و مسئولید، شما چرا اجازه داده‌اید؟ نه تنها اجازه دادی، بلکه به آن تندیس هم تقدیم کردید! اگر می‌خواستید حرمت میهمانی‌شان را به جا بیاورید، لوح تقدیر می‌دادید و در اولین اجرا ردشان می‌کردید اما چرا اجازه دومین اجرا را بهشان دادید؟! من واقعا نمی‌توانم به آقای دکتر که باید فردی متخصص و متعهد باشد، لفظ دکتر را به کار ببرم. من حساب شخصی باکسی ندارم و اگر هم داشته باشم به قدری به قانون احترام قائلم که اگر حساب شخصی هم داشته باشم برای تسویه حسابم شکایت می کنم؛ لذا من کاری به کار بابک نهرین ندارم، آقای مدیرکل باید جوابگو باشد؛ یا باید عذرخواهی کند یا جوابگو باشد.

قیمت من «خداتومَن است»/ در اعتراض به نمایش ارآرواد، اجرای خود را کنسل کردم و ۵۰۰ میلیون تومان ضرر دیدم

من به عنوان یک شخص خطاهایی دارم اما خطای یک مدیر مثل خطای علیرضا رنجی پور نیست؛ حال بماند که ما در گروه خود خطایی به بزرگی خطای آقای مدیر نداشتیم. اولا آنها باید دقتشان را بالا ببرند و دوما دراین عرصه ما را به جان همدیگر نیندازند و اسم این ماجراها را تسویه حساب و منافع شخصی نگذارند؛ من چه منافعی را باید دنبال کنم؟ منی که هم وزن تو پول دارم، هم زر و هم زور دارم. من دنبال منافع نیستم اگر دنبال منفعت بودم در اعتراض به اجرای “ار آرواد” اجرای عمومی خود را کنسل نمی‌‌کردم که متحمل ۵۰۰ میلیون تومان ضرر هم بشوم. منافع من این‌‌ها نیست، قیمت من خدا تومَن است و به لطف خدا کمتر هم نخواهد شد.

دغدغه‌ی من شورا و نهرین نیست/ هنرمندان ارزشی کجایند؟

آناج: عده‌ای سخنان شما را انتخاباتی توصیف کردند، نظرتان در این باره چیست؟

جالب است برخی سوال می‌‌کنند این حرف ها را می‌‌زنید می‌خواهید در شورا شرکت کنید! کار خوبی می‌کنم!؛ شورا که سهل است در مجلس هم شرکت می‌کنم؛ اگر بدانم که قدرتش را دارم کاندیدای ریاست جمهوری هم می‌شوم؛ شما چه کاره‌‌اید؟ اگر خوب باشم مردم انتخاب می‌کنند، اگر نباشم هیچ.

مگر دغدغه‌‌ی من شورا یا آقای نهرین است؟! چرا فرافکنی می‌‌کنید؟ دغدغه‌‌ی من درد هنر است. این است که آقای مدیرکل با بیمه هنرمندان چه کرده‌‌اند؟ حسن نجفی به عنوان یک نیروی ارزشی الان کجاست؟! که البته فکر می کنم به خاطر انتقاد از سلام بمبئی باید شش ماه استراحت کند تا ذهنش بازتر شود.

برای فیلمی که به جشنواره فجر راه یافت جز صدور پروانه چه کرده‌اید؟/ چرا فقط برای لالایف‌ها پول دارید؟

برای فیلم “خانه” که به جشنواره فجر راه یافته است، چه کردید به جز صدور پروانه ساخت که این کار هم وظیفه شماست نه وظیفه مادربزرگ من؟ در حالی که برای صفر تا صد این فیلم آقای یوسفی نژاد از جیب خود مایه گذاشته است. شما باید غیر از پروانه ساخت هزار و یک حمایت هم می‌‌کردید؛ آیا حمایت کردید؟ از همان جا که هزینه هتل و پرواز های لالایف را تامین کردید، از آنجا هم هزینه این فیلم را پرداخت می‌‌کردید؛ چرا نکردید؟ چرا انیمیشن فلانی را که اثر یک نخبه است صاحب نشدید؟ حتما باید این آثار هنری را کره جنوبی و اسکاتلند صاحب شود؟ درد ما این هاست، درد ما بیمه هنرمندان است؟ برنامه‌‌تان برای هنرمندان چیست؟ باید همیشه ساکن قهوه خانه‌‌ها باشند؟

اگر من جای شما بودم چهار جشنواره خیابانی با محتوای ارزشی، آموزشی و فرهنگی راه می انداختم تا مردم نیز از آن استفاده کنند. علاوه بر آن ما تبریز ۲۰۱۸ را پیشرو داریم و قرار است میزبان گردشگران خارجی باشیم اما در بخش فرهنگی چه برنامه ای برای ارائه داریم؟

فیلم‌‌ها و انیمیشن‌‌های زیادی کار شده‌‌اند که از هیچ یک حمایتی نمی شود در حالیکه انیمیشن یکی از سخت ترین و پرهزینه ترین کارهاست که اگر مورد حمایت قرار نگیرد شکست می‌خورد.

من یک حزب‌الهی‌ام…

آناج: شما اصولگرا هستید یا اصلاح‌طلب؟

باید بگویم من نه اصلاح طلبم و نه اصولگرا و بعد از این نیز نه اصلاح طلب خواهم شد و نه اصولگرا؛ من اگر لایق باشم حزب اللهی‌‌ام.

اگر می‌‌خواهیم جناحی پیش برویم اول باید مشی و فرمول آن را بدانیم؛ وقتی جناحی بر سر قدرت است، جناح دیگر باید موتور پرتوان و پیش برنده آن باشد ضمن آنکه می‌‌تواند از عملکرد آن نیز انتقاد کرده و راهکار ارائه دهد که این با تخریب فرق دارد. نتیجه این روند خدمت به مردم است وگرنه حزب یا جناحی که نیتی جز خدمت رسانی به خلق الله داشته باشد، خیانت کرده است چه اصولگرا باشد و چه اصلاح طلب. اینها هیچ یک نباید به فکر منافع حزبی و جناحی شان باشند وگرنه اگر خدمت به خلق می‌‌کنید پس این همه بدبختی و بیکاری و اعتیاد برای چیست؟!

آنقدر عکسِ رهبر را در صفحه‌ام منتشر می‌کنم که حسودها کور شوند/ در همین ترکیه اگر به آتاترک بی‌احترامی کنید تکه بزرگ‌تان گوشتان می‌شود

آناج: این شائبه وجود دارد که چرا آقای رنجی پور تا شش ماه قبل که فعلا بحثی از کاندیداتوری شورای شهر نبود، شعارهای حزب اللهی نمی‌‌داد و عکس رهبرش را در صفحات مجازی‌‌اش قرار نمی‌‌داد؟

در عرصه اسلام گاه به صورت مخفیانه فعالیت کرده‌‌اند و گاه علنی؛ من نیز مسلمانم قبلا مخفیانه کار می‌‌کردم اما اکنون آشکارا فعالیت میکنم.

از سال ۷۱ عضوفعال بسیج هستم و اگر کسی به حزب الله یا رهبرانقلاب اهانتی می‌‌کرد زبانش را قطع می‌‌کردم. با این حال جماعت انتظار دارند هنرمند عکس امثال سیبل جان و تاتلس را در صفحه‌‌اش منتشر کند اما قلب من این‌‌ها تایید نمی‌‌کند و خیلی پیشتر از اینها عشق رهبر انقلاب و هوادارانش را در دل داشتم که اکنون در عرصه جنگ نرم آن را بروز داده‌‌ام. این یک امر شخصی است و لزومی ندارد که در خصوص آن به کسی پاسخگو باشم. من صفحه اینستاگرام را پر می‌‌کنم از عکس حضرت آقا و با این کارها، اسلحه دشمن را علیه خود دشمن به کار می‌‌برم همان طور که با اف ۱۴ ها، خودشان را مورد هدف قرار می‌‌دهیم. حضرت آقا و شهیدان در قلب من هستند و امروز عکس آنها یا شهروندان را در صفحه‌‌ی شخصی‌‌ام منتشر می‌‌کنم تا دشمن کور شود.

حال گذشته از این حرف‌‌ها در کشورهای دیگر چرا این صحبت ها پیش نمی‌‌آید در حالی که اگر در ترکیه کسی به آتاترک اهانت کند، تکه بزرگش گوشش خواهد بود. من هم به رهبرم تعصب دارم، لذا اگر کسی نزد من قصد جسارت داشته باشد آن یک تکه‌‌اش هم باقی نمی‌‌ماند. حضرت آقا علاوه بر اینکه رهبر ما و در مقام ولایت هستند، لیدر مسلمانان جهان نیز هستند. شاید عده‌‌ای کوتاه فکر و کوته نظر هم ارادت به ایشان نداشته باشند اما عکس می گذارم تا چشم دشمن کور شود اگر نمی‌‌توانند ببینند که همه‌‌ی مردم ما رهبرمان را دوست دارند.

جایگاه فعلی‌ام کمتر از شورا نیست

در مورد کاندیداتوری انتخابات شورای شهر نیز نظر اساتید و صاحب نظران مهم است که اگر تخص و تعهدی در من احساس کرده و دستور بدهند، وارد این عرصه می‌‌شوم در غیر این صورت شورا علیرغم اهمیت والایی که در مدیریت شهر دارد، عرصه‌‌ی چندان بزرگی هم نیست؛ بدین معنی که عرصه‌‌ای که اکنون من در آن فعال هستم، عرصه‌‌ی کمی نیست و هزاران بار از شورا مهمتر است. اگر نه یکی از اعضای شورا با من همراه شود تا به بازار سرپوشیده تبریز سری بزنیم تا ببینند مردم مرا بیشتر به مغازه‌هایشان دعوت می‌‌کنند یا او را! لذا جایگاه من کمتر از شورا نیست و رسالت هنر هم کمتر از آن هرگز نیست؛ همان طور که امام راحل فرموده‌‌اند کار هنر دمیدن در کالبد انسان‌‌هاست. بنابراین هنر رسالت کمی نیست که من آن را رها کرده و به شورا بروم اما اگر ببینم شورا جنمی ندارد، وارد شورا هم می شوم.

اعضای شورا معایب و محاسن خود را بسنجند اگر محاسن بر معایب غلبه کرد خدا را شکر کنند اما اگر دیدن سراسر معایب هستند و محاسنی در کارشان دیده نمی شود، آن موقع من هستم!

یک زمانی دست‌فروشی می‌کردم/ لیسانس مدیریت برنامه‌ریزی دارم/ کارشناس ارشد علوم سیاسی هستم/ یک روز رئیس‌جمهور می‌شوم

آناج: شما جز هنر تخصص دیگری نیز دارید که می‌خواهید وارد شورا شوید؟

البته تخصص من فقط در هنر نیست بلکه من دستفروشی، روغن کاری کرکره‌ها، میوه فروشی، بتن کاری، لبو فروشی، راننده تاکسی با کارت شهری و خیلی دیگر از شغل‌‌ها را نیز از کودکی تا کنون تجربه کرده‌‌ام و دستی هم در سازماندهی دارم. سرما و گرسنگی ‌‌ای شدیدی را تحمل کرده‌‌ام و مدتی را نیز کمک دست پدرم بودم چرا که افتخار دارم که پدرم نیز کارگر بوده است. وقتی بچه بودم، هنگام دستفروشی خیلی وقت‌‌ها از دست ماموران شهرداری فرار کرده‌‌ام.

با این همه ۲۵ سال است که هنرجو هستم و مدرک کاردانی برق هم دارم؛ از حساب و کتاب هم سر در می‌‌آورم دستی هم در آدم شناسی دارم؛ یعنی م‌‌ فهمم چه کسی صادقانه خدمت می‌کند و چه کسی به جیب خود می‌زند. در دوره کارشناسی نیز در رشته برنامه ریزی اجتماعی تحصیل کرده‌‌ام و الفبای برنامه ریزی را می‌‌دانم. کارشناسی ارشدم را در رشته علوم سیاسی سپری کرده و در آزمون دکتری نیز شرکت خواهم کرد. همچنی این قول را به شما می‌‌دهم که یک روز رئیس جمهور خواهم شد. البته اولا فعلا هنرجو هستم اما وقتی به درجه هنرمندی رسیدم در انتخابات ریاست جمهوری شرکت خواهم کرد؛ دوما اگر ببینم برای آبادانی کشور چیزی در چنته ندارم به کار قبلی خود برمی‌گردم و برای شادی مردم نمایش بازی می‌‌کنم؛ سوما اگر فردی متعهد تر و شایسته تر را دیدم قطعا کنار می کشم اما چنانچه متعهد و متخصصی نباشد، صددرصد من هستم.

آن‌هایی که وارد شکم سیاست شده‌اند به من می‌گویند تو وارد نشو!

آناج: برخی معتقدند هنرمند کجا و سیاست کجا؟

اولا رشته من در کارشناسی ارشد علوم سیاسی است و این حداقل توجیه من برای ورود به سیاست است دوما آنها که خود به من می‌‌گویند وارد سیاست نشوم، خودشان در دایره‌‌ی جناحی اصلاح طلب‌‌ها فعالیت می‌‌کنند. وقتی خود در بطن و شکم سیاست وارد شده‌‌اند چرا مرا از ورود به سیاست منع می‌‌کنند؟

آناج: آیا در انتخابات شورا عضو لیست خاصی خواهید شد؟

خیر من در هیچ لیست و حزبی وارد نمی‌‌شوم؛ من در کنار کسی هستم که قلبش به قلب من نزدیک و نیتش خدمت به مردم باشد. من به هر عرصه‌‌ای وارد شوم خادم خواهم بود. من در جواب شما فقط می‌توانم همین شعر را بخوانم:

کاش ائلیم اوچون اوله بیلسدیم / اورگیم اولایدی چورک / اونودا ائلیمینن بوله بیلیدیم

اگر افراد متخصص و متعهدتر از من کاندیدا شوند، در شورا شرکت نمی‌کنم

آناج: از آنجایی که مردم شما را به عنوان هنرمند می‌‌شناسند، با وجود فضای تخصص‌‌گرایی برای انتخابات شورا که بعد از حادثه پلاسکو به وجود آمد، آیا فکر می‌کنید در انتخابات موفق خواهید شد؟

آن اتفاق همه‌‌ی ما را متاثر کرد و جان و مال تعداد زیادی از هموطنانمان از بین رفت. شهدای این حادثه در نهایت افتخار با بال های سوخته پرواز کردند اما درمورد شورا باید بگویم من اعلام کاندیداتوری نمی‌‌کنم؛ اما اگر با قصد و غرض شرکت کنم، انتخاب می‌‌شوم در حالی که من قصد و غرضی ندارم بلکه آن زمان در این عرصه ورود می‌‌کنم که جای افراد متعهد و متخص خالی باشد. من هرکجا مفید واقع شوم، آنجا خواهم بود؛ شاید در موقعیتی قرار بگیرم که افتخار مدافع حرم بودن را کسب کنم.

من تشنه‌‌ی شورای شهر نیستم، من به تکلیفم عمل میکنم؛ اگر تکلیف من و مفید بودن من در شورا محقق شود به شورا میآیم اگر در یخ فروشی باشد، یخ میفروشم و اگر ببینم در نمایشهایم بیشتر می توانم به مردم خدمت برسانم، همچنان بازی خواهم کرد.

اگر در انتخابات شورا شرکت کنم نفر اول می‌شوم/ به خاطر اعتقاداتم فحش ناموس هم خورده‌ام

آناج: با توجه به اینکه در هنر تئاتر فضایی خاص و متفاوت از دیگر عرصه‌‌ها حاکم است، واکنش دیگران، اهالی هنر و همکارانتان نسبت به پیام‌‌هایی که می دهید چیست؟

همان طور که گفتم دغدغه‌ی من شورای شهر یا آقای نهرین نیست؛ دغدغه‌ی من باورهای من است. باورهایی که به خاطرشان برخی در فضای مجازی به من فحش ناموس هم می‌دهند اما در این راه نه تنها فحش بلکه کتک را هم تحمل می‌کنم. چون معتقدم برای اعتقادام باید از جان و مال و دنیای خود باید بگذرم. دغدغه من مسائل ارزشی، هنر و مشکلات هنرمندان است وکسی حق ندارد نام تسویه حساب شخصی روی آن بگذارد و فرافکنی بکند. من هرگاه بخواهم در انتخابات شورا شرکت کنم رأی می آورم و نیاز به این کارها نیست؛ آنان که چنین حرف‌‌هایی را می‌‌زنند اگر می خواهند با چنین کارهایی مرا از چشم مردم بیاندازند، موفق نمی‌شوند. اگر در شورا شرکت کنم قول می‌دهم که نفر اول شورا هستم اما اگر متخصص متعهد در عرصه ببینم شرکت نمی کنم و از شایستگان تقاضا دارم به عرصه بیایند اگر نیایند من شرکت می‌کنم.

من یک بسیجی هستم و به ارزش ها تعلق خاطر و اعتقاد دارم و معتقدم کارهای فرهنگی باید آمیخته با ارزش‌‌ها باشد. کارنمایشی را به صورت تجربی یادگرفته‌ام و استعداد آن را از کودکی داشتم؛ نمونه‌‌اش حرکاتی است که هنگام عصبانیت پدرم از خود نشان می‌‌دادم و او را می‌‌خنداندم. در طول سال هایی که نمایش بازی می‌‌کنم، در جشنواره‌‌های مختلف از جمله جشنواره‌‌های بین المللی شرکت کرده و علاوه بر مقام آوری، دیپلم افتخار نیز کسب کرده‌‌ام.

آقای نهرین نیز در دو دوره به عنوان پدیده جشنواره‌‌های بین المللی انتخاب شده است و من به جرأت می‌گویم که او ظرفیت بزرگی برای هنر استان ماست که مدیران باید مدیریت کنند. وقتی پتانسیل‌‌های بالقوه به حالت بالفعل می‌رسند، اگر آنها را مدیریت نکنند فاجعه به وجود می‌‌آید. باید بالادستی ها حواسشان باشد که بدانند چه کسانی دارند خط دهی می‌‌کنند؛ باید به مشکلات و دغدغه ایشان رسیدگی کنند که اگر چنین نکنند دشمن این کار را خواهد کرد.

بازیگری بعد از کار معدن دشوارترین شغل به شمار می‌‌رود و خستگی های روحی ناشی از آن با چندین مسافرت هم رفع نمی‌شود.

آناج: با وجود انتقاداتی که نسبت به نمایش “ار آرواد” دارید و آن را کاری ضد فرهنگی تلقی می‌‌کنید، نظرتان در مورد نمایش پرحاشیه “موش و گربه” که در آن ایفای نقش داشتید، چیست؟

به نظر من در خصوص “موش و گربه” باید کارگردان اثر پاسخگو باشد.

مسئول تمام دیالوگ‌هایی هستم که در «موش و گربه» گفته‌ام/ اگر بد بود چرا مجوز دادند؟

آناج: با توجه به اینکه “موش و گربه” نیز از سوی اهالی فرهنگ کاری ضدارزشی پنداشته می‌‌شود، چطور در آن ایفای نقش کرده‌‌اید؟

من مسئول تمامی دیالوگ‌‌هایی هستم که در آن نمایش به کار برده‌‌ام. اگر بین آنها موردی ضد ارزشی و ضدفرهنگی باشد من جوابگو خواهم بود حال آنکه معتقدم من حرف خاصی نزده‌‌ام. علاوه بر این این نمایش در ساعت ۱۰ به اجرا درآمده است که در آن ساعت هیچ کودکی پای نمایش نمی‌نشیند و بزرگسالان نیز قدرت تجزیه و تحلیل دارند.

آنان که می‌‌گویند “موش و گربه” بدآموزی دارد به تلگرام‌هایشان مراجعه کنند که فیلم‌‌هایی سخیف‌‌تر در آن دارند و معتقدم رطب خورده نباید منع رطب بکند.

حال سوال شما از من عین این است که بنّا بنایی را ساخته است و شما برای خطای او کارگر را بازخواست می‌‌کنید و این کار درستی نیست لذا جوانب تخصصی امر را باید از کارگردان آن سوال کنید. بازیگر و تمام عوامل دیگر، همه در اختیار کارگردان هستند، بازیگر چنان جایگاهی ندارد که از دستور کارگردان سرپیچی کند چرا که اگر این کار را بکند کارگردان او را بر می دارد و دیگری را جایگزینش می‌‌کند. علاوه بر این کارگردان می‌‌توانست اجرا را کنسل کند همان طور که من در اعتراض به اجرای سخیف “ار آرواد” اجرای عمومی نمایش خود را کنسل کردم.

البته من از موش و گربه دفاع نمی‌‌کنم اما اگر کار بدی بود، چرا اداره کل فرهنگ و ارشاد برای آن مجوز صادر کرد؟

آناج: وقتی زمان اجرا را ساعت ۱۰ شب موکول می‌‌کنند، یعنی دیدن آن برای کودکان مناسب نیست؛ حال چرا در آن قید نکرده‌‌اند که برای زیر ۱۸ سال ممنوع است؟

برای اینکه در جامعه ما هرچیزی را که برای زیر ۱۸ سال ممنوع بکنند، کودک و نوجوان دقیقا سراغ آن می‌رود. لذا این پیشنهاد را نه برای “موش و گربه” و نه هیچ مورد دیگر ارائه نکنید.

آناج: اگر آقای لالایف به شما پیشنهاد کار بدهد قبول می‌‌کنید؟

نه خیر. من خود به آقای لالایف پیشنهاد کار می‌‌دهم و او را وادار به یک کار اسلامی می کنم.

آناج: آیا قبل از قبول پیشنهاد کاری، فیلمنامه را مطالعه می‌‌کنید؟

مطالعه‌‌ی فیلمنامه قبل از قطعی شدن همکاری حق بازیگر است و من هم فیلمنامه‌‌ها را مطالعه می‌‌کنم تا ببینم با نقش پیشنهادی می‌‌توانم ارتباط برقرارکنم یا خیر. اما کار ما بداهه گویی است و قبل از اجرا طرح و چهارچوب اصلی مطرح می‌‌شود. من نیز مسئولیت تمام دیالوگ هایی را که در طول عمر هنری خود به کار برده ام، قبول می کنم و آماده دفاع و پرداخت تاوان هستم.

وقتی به من دستور داد‌‌ اند به تلوزیون برم، آنجا ایفای نقش کرده‌‌ام و آنگاه که گفتند به مسجد بروم آنجا رفته و به عنوان عضوی از اولین گروه در مسجد نمایش اجرا کرده‌‌ام. ما سعی داریم اگر لیاقتش را داشته باشیم پا جا پای بزرگوارانی چون شهید آوینی بگذاریم.

اکنون نیز در رابطه با ایجاد نشاط اجتماعی احساس ضرورت کرده‌‌ایم و وضعیت منحنی نشاط در جامعه ما بحرانی است و به نوعی از علایم حیاتی به شمار می‌‌رود. جامعه‌‌ای که مردم آن نمی‌خندند، در پی عواقب آن باید هزینه‌های سنگینی را پرداخت کند.

آناج: آیا محدودیت اجرای نمایش به ساعت ۱۰، می‌‌تواند عواقب فرهنگی و روانی آن را در جامعه از بین ببرد؟

اولا ما برای این کار سی دی پخش نکرده‌‌ایم. دوما امروزه در ماهواره‌ها چنان کارتن‌‌هایی برای کودکان پخش می‌‌کنند که ترویج کامل شیطان پرستی است و شبکه های چون جم تی وی یا فارسی وان نیز با برنامه هایشان بسیاری از معضلات فرهنگی چون ترویج خیانت را در پیش گرفته‌‌اند؛ حال چطور کودکان را هرروز در معرض این برنامه‌ها قرار می‌دهند و بعد برای نمایش صمد و ممد ایراد می‌‌گیرند؟!

آناج: به نظر شما دلیل حضور نمایش خارجی در جشنواره تئاتر فجر چه بود؟

شاید با این کار می‌‌خواستند عنوان بین المللی به جشنواره ببخشند که کار بدی نیست اما بهتر بود دقت می‌کردند چه چیزی را برای نمایش از کشور خارجی دعوت می‌‌کنند. ناگفته نماند که نباید همه‌ی جشنواره را با یک نمایش زیر سوال ببریم چرا که جشنواره وجوه مثبتی هم داشت اما بروز خطایی چون “ار آرواد” نیز شایسته نبود.

آناج: آیا شما تمایل حضور در فیلم و سریال‌های تلویزیونی را ندارید یا پیشنهاد باب میلتان را دریافت نکرده‌اید؟

من حضور در کارهای کمدی یا جدی را دوست دارم اما تا کنون پیشنهاد زیادی به من نشده است با این حال در این عرصه و در این جبهه هر پیشنهادی به من بکنند، کار خواهم کرد

پسندیدندر کودکی دست‌فروشی می‌کردم(0)نپسندیدندر کودکی دست‌فروشی می‌کردم(0)
امتیاز:
(0) (0)
اشتراک گذاری:
برچسب ها :
مطالب مرتبط
دیدگاه شما