رفتن به بالا
  • پنجشنبه - 19 فروردین 1395 - 17:17
  • کد خبر : ۳۳۸۷۴
  • مشاهده :245 views

دلایل دولت برای افزایش اختیارات رئیس دفتر خود چیست؟

پایگاه خبری توفارقان– آذرشهر , گوگان , ممقان:  گرچه سخن در مورد سوابق نهاوندیان و فعالیت های فعلی او بسیار است، اما می توان او را وارث جنجالی ترین طرح دولت احمدی نژاد دانست که رندانه، در سکوت نشسته و بی آنکه هزینه ای برای کسب این همه قدرت اجرایی – سیاسی داده باشد، در […]

پایگاه خبری توفارقانآذرشهر , گوگان , ممقان: 

گرچه سخن در مورد سوابق نهاوندیان و فعالیت های فعلی او بسیار است، اما می توان او را وارث جنجالی ترین طرح دولت احمدی نژاد دانست که رندانه، در سکوت نشسته و بی آنکه هزینه ای برای کسب این همه قدرت اجرایی – سیاسی داده باشد، در قامت یک رئیس جمهور، فعالیت می کند، فعالیت در حوزه های متنوع سیاسی – اقتصادی – انتخاباتی و … ؛ آیا نمی توان فردی با چنین قدرتی را «آقای رئیس جمهور» خواند؟! تعبیری که به کرات در دولت پیشین برای «مشایی» نیز استفاده می شد!

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ رشد بیش از اندازه و به دور از نظارت جایگاه رئیس‌دفتر رئیس جمهور، اگر در دولت احمدی‌نژاد بد بود، به طور حتم در دولت روحانی نیز باید مورد نقد قرار بگیرد؛ اینکه همواره رئسای دفتر رئیس جمهور، دور از رئیس جمهور در هیات دولت می نشستند، اما فقط همین دو دوره ی اخیر است که رئیس دفتر، چسبیده به رئیس جمهور می نشیند، جایگاهی عجیب و شگفت انگیز!

به گزارش «انتخاب» ؛ روزی که محمود احمدی‌نژاد، اسفندیار را از سمت راست (معاون اول) به سمت چپ (رئیس دفتر) خود در کابینه منتقل کرد، وزنی خارج از «معمول» و «قانونی» به یک «پست معمولی» داد. احمدی‌نژاد مشایی را تعمدا در کابینه در دست چپ خود نشاند و از همان روز به بعد بود که پست «ریاست دفتر رئیس‌جمهور» وزنی به مراتب بیش از آنچه که باید داشته باشد به خود گرفت. به طوریکه مشایی آنقدر در دفتر رئیس جمهور قدرت گرفت که حتی وزیراطلاعات دولت نهم را به کابینه راه نداد. این گلایه‌ای بود که خود محسنی اژه‌ای در اول اردیبهشت ۹۰ در گفت‌وگو با خبرگزاری مهر بر زبان جاری کرد.

اگر به حافظه رایانه‌ها هم رجوع کنید، نمی‌توانید به راحتی سوابقی از کسانی که مسئولیت دفتر روسای جمهور در ایران را برعهده داشتند، دسترسی پیدا کنید. نه از روسای دفتر حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دو دوره ریاست‌جمهوری خبری هست و نه از رئیس دفتر آیت‌الله هاشمی. تنها رئیس‌دفتر پیش از مشایی که شهرتی با خود داشت، محمد علی ابطحی رئیس‌دفتر رئیس دولت اصلاحات بود. اگرچه شهرتش را بیشتر مدیون فعالیت رسانه‌ای بود تا جایگاه ریاست دفتر رئیس‌جمهور.
پس از او نیز علی خاتمی با وجودی که برادر رئیس‌جمهور بود، اما چندان جایگاه خاصی نداشت. حتی می‌توان گفت کسی به خاطر نمی‌آورد رئیس‌دفتر رئیس جمهور تا پیش از آنکه محمود احمدی نژاد مشایی را انتخاب کند چه کسی بود و اساسا برای کسی اهمیت نداشت. این روند با انتخاب بحث برانگیز مشایی به سمت معاون اولی که با اعتراض روبه‌رو شد شکل دیگری به خودش گرفت. احمدی‌نژاد وقتی دید نمی‌تواند از مشایی به عنوان معاون اول استفاده کند او را در جایگاه رئیس دفتر نشاند و به دلیلی علاقه‌ای که به او داشت اختیارات بیش از حدی را به وی واگذار کرد. این این نقطه به بعد وزن رئیس دفتر رئیس جمهور تغییر کرد. تا جایی که رئیس دفتر رئیس‌جمهور به گزینه‌ جانشینی او تبدیل شد؛
قبل از آنکه مشایی برای انتخابات ۹۲ و جایگزینی احمدی‌نژاد ثبت‌نام کند، در سال ۹۱ از ریاست دفتر رئیس جمهور خداحافظی کرده و به دفتر جنش عدم تعهد رفته بود. مشایی از صندلی ریاست دفتری رفته بود اما این پست دیگر اهمیتی بیش از حد معمول به خود یافته بود. تا جایی که جانشین او (سیدحسن موسوی) در مقطعی از سوی رسانه‌ها به عنوان گزینه دولت برای جانشینی احمدی‌نژاد مطرح شد.
مشاییِ دولت یازدهم!
در دولت یازدهم نیز این روند ادامه پیدا کرد. اولین فردی که روحانی انتخاب کرد، پست ریاست دفتر رئیس‌جمهور بود. نهاوندیان چهره ای آرام ، همه کاره ی دفتر رئیس جمهور شد، دفتری که دیگر نه تنها «دفتر رئیس جمهور» است، بلکه در قامت رئیس جمهور ظاهر می شود ، موضعی بالا نسبت به وزرا و معاونین رئیس جمهور دارد ؛ با این تفاوت که به کسی پاسخگو نیست و نظارتی نیز بر آن نمی شود.
گرچه سخن در مورد سوابق نهاوندیان و فعالیت های فعلی او بسیار است، اما می توان او را وارث جنجالی ترین طرح دولت احمدی نژاد دانست که رندانه، در سکوت نشسته و بی آنکه هزینه ای برای کسب این همه قدرت اجرایی – سیاسی داده باشد، در قامت یک رئیس جمهور، فعالیت می کند، فعالیت در حوزه های متنوع سیاسی – اقتصادی – انتخاباتی و … ؛ آیا نمی توان فردی با چنین قدرتی را «آقای رئیس جمهور» خواند؟! تعبیری که به کرات در دولت پیشین برای «مشایی» نیز استفاده می شد!

نهاوندیان و مشایی، تنها رئسای دفتر رئسای جمهور هستند که چسبیده به رئیس جمهور، در هیات دولت می نشینند و در همه کارها، قدرت دخالت دارند؛ مسئله ای که در دولت احمدی نژاد، تاثیری منفی بر رئیس دفتر او گذاشت و باعث شد، نام «مشایی» در عمده ی جریان های اقتصادی – سیاسی ِ مشکوک و دچار اشکال، به چشم بخورد ، آنهم به دلیل فضایی فاقد نظارت و بازرسی که امکان فعالیتی خارج از چارچوب و خطوط قرمز را مهیا می سازد و نتیجتاً باعث تولید فساد می شود ؛ نکته ای که شاید روزی در مورد رئیس فعلی دفتر رئیس جمهور نیز صدق کند.
چنین مدیریتی ممکن است؟!
به طور کلی حوزه‌های تحت اختیار رئیس‌دفتر رئیس‌جمهور شامل: اداره کل حوزه دفتر -معاونت ارتباطات و اطلاع رسانی –  معاونت امور سیاسی – معاونت مراسم و تشریفات – معاونت هماهنگی، پیگیری های ویژه و خدمات مدیریت، می شود.
اما این موضوع به همینجا ختم نمی شود چرا که با گسترش اختیاراتی که این دفتر در دوره مشایی پیدا کرد امروز نیز دایره آن وسعتی بیش از اندازه پیدا کرده که به دور از نظارت نهادهایی قانونی مانند مجلس و بازرسی است.
اگر به سایت ریاست جمهوری مراجعه کنید در بخش تفکیک اخبار سه حوزه قابل مشاهده است: معاون اول، نهاد ریاست‌جمهوری و دفتر رئیس جمهور. به طور مشخص اخبار مربوط به مسئول دفتر رئیس جمهور در سایت ریاست جمهوری ذیل یک سرفصل جداگانه مورد توجه قرار گرفته، درحالی که اخبار مربوط به معاول اول رئیس‌جمهور با وجود لینکی که در این صفحه به خود اختصاص داده، به سایت دیگری ارجاع داده شده است.
این درحالیست که شنیده های خبرنگار «انتخاب» حکایت از آن دارد که اختیارات شگفت انگیز رئیس دفتر رئیس جمهور، باعث می شود خیلی از حوزه ها، بلاتکلیف و معلق رها شوند، به طور مثال شورای اطلاع رسانی دولت یا هیات مدیره روزنامه ایران که براساس قانون، تحت ریاست رئیس دفتر رئیس جمهور است، تا به امروز کمتر از انگشتان یک دست، افتخار زیارت رئیس دفتر رئیس جمهور در دولت دکتر روحانی را داشته است! در واقع انبوه فعالیت ها و اختیارات رئیس دفتر رئیس جمهور باعث شده بسیاری از کارهای مهم دولت، معلق باشد ، چرا که حتی رئیس دفتر رئیس جمهور حاضر نیست این اختیاراتِ شیرین را به دیگران تفویض کند!

از سوی دیگر، اصولگرایان و اصلاح‌طلبان بسیاری در دوره‌ای که مشایی به کابینه وارد شد و به عنوان رئیس‌دفتر در سمت چپ رئیس‌جمهور نشست به او انتقاد کرد. این انتقاد بی‌دلیلی نبود. بعدها در ماجرای اختلاس سه هزار میلیاردی ردپایی از توصیه های رئیس دفتر رئیس‌جمهور برای متهم ردیف اول آن پرونده کذایی دیده شد. نامه‌هایی که نشان می داد رئیس‌دفتر رئیس جمهور تا چه اندازه دایره اختیاراتش را بدون نظارت نهادهای قانونی وسعت داده است. امروز نیز باید این نقد پا بر جا بماند و باید خواستار بازگشت جایگاه این پست به دوران پیش از مشایی بود. دورانی که رئیس دفتر در حد رئیس‌دفتر رئیس‌جمهور بود نه اختیاراتی فراتر از نقش یک رئیس دفتر.
نکته آخر آن است که گرچه به اذعان دوست و دشمن، دولت روحانی وارث بدترین مشکلات تاریخ پس از انقلاب (به دلیل عملکرد ضعیف دولت احمدی نژاد ) است ، اما نمی توان منکر آن شد که برخی از «موروثات» چندان هم هم به مذاق برخی بد نیامده است، بلکه آنقدر شیرین است که می توان در برابرش سکوت کرد و جنجال و هشدار رسانه ها و دلسوزان در دولت احمدی نژاد (در هنگام افزایش اختیارات رئیس دفتر) را به یاد نیاورد!
۲۸۵۶۵۰

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه