رفتن به بالا
  • شنبه - 3 مهر 1395 - 19:27
  • کد خبر : ۴۴۱۱۷
  • مشاهده :272 views

شهدا مانده اند ما رفته ایم!

پایگاه خبری توفارقان– آذرشهر , گوگان , ممقان:  باز هم موسم مهر رسیده مهری که پیوند خورده با علم ودانش ویاد گرفتن است عده ای به مدرسه میروند وانان که قدری قد کشیده وپشت لبشان سبز شده به دانشگاه، اما ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ درست سی وشش سال پیش بهترین ونخبه ترین جوانان این کشور ورودی […]

پایگاه خبری توفارقانآذرشهر , گوگان , ممقان: 

باز هم موسم مهر رسیده مهری که پیوند خورده با علم ودانش ویاد گرفتن است عده ای به مدرسه میروند وانان که قدری قد کشیده وپشت لبشان سبز شده به دانشگاه، اما ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ درست سی وشش سال پیش بهترین ونخبه ترین جوانان این کشور ورودی های جدید دانشگاهی شدند که  تنها یک استاد داشت ویک واحد درسی، رفتند واحد درسی شان را با نمره بیست به پایان بردند واستاد از انان راضی شد وبردست وبازوی انان بوسه زد وگفت من شرمنده چهرهای نورانی شما هستم وتنها افتخارم این است که خود از شماییم اما ملت با ان دانشجویان وان استاد عهدی بسته بودند اینکه نگذارند دروسی که انان فراگرفته بودند وبرایش بهترین گوهر خود را بخشیده بودند در پس کوچه های روزمرگی وپیچ وخم زندگی به فراموشی سپرده شود قرار بودقبرستان نشینان عادت سخیف روزمرگی نشویم وانان که بر کرانه نورنشسته بودند دستی بر اوردند وما را حیات ازلی وابدی بخشند روح الله استاد تمام این دانشگاه وشهدا شاگردهای اول این مکتب وخود سازی وحسینی شدن وعاشورای عمل کردن تنها واحد درسی این دانشگاه بود وقرار بود بعد از ان استاد ودانشجوها ، ما کار زینبی انجام بدهیم وعلم شهدا را بر دوش بگیریم  ونگذاریم انقلاب دست نااهلان بیفتند ومسیرشان را دامه بدهیم این سیاهه روایت سرگذشت ان عهدی است که با استاد ودانشجوهایش بستیم

همان اواخر جنگ بود که عده ای بی خیال عهد شدند وبا مک فارلین قهوه ای دوستانه خوردند مک فارلین کیک صلح وانجیل صداقت برایمان اورده بود درست همان موقعی که نخبه ترین جوانان این کشوردر جبهه ی جنگ زیر موشک های هم پیمانان امریکا تکه تکه میشدند درست همان موقع انجیل برایمان هدیه اورده بودند گویا بساط زهر نامه ۵۹۸ را  با دوستان ایرانیشان اماده میکردند این گذشت ودر همان سال قطعنامه ۵۹۸ صادر شد قطعنامه ای که حاصل پیروزی های نظامی ما بودند وقدری انصاف در ان دیده شده بود اما روح الله نپذیرفت باید معلوم میشد چه کسی تجاوزگر است وغرامت این همه خسارت را چه کسی باید پرداخت کند گذشت، شد سال ۶۷ اما از بعضی ها اسرار واز امام انکارامام میگفت ((جنگ جنگ تا پیروزی)) وانان میگفتند ((جنگ تا یک پیروزی بزرگ برای یک صلح بزرگ )) برای همین امام سه ماه قبل از پذیرش قطعنامه برای فرزندانش عاشورایش نوشت((امروز عاشوراست،حسینیان اماده باشند ،نهراسید،روزقیامت،روز مقاومت است،درنگ امروز فردای اسارت باری را به دنبال دارد به جبهه ها هجوم ببرید تا ضربات شما توان وامام دشمن را بگیرد…))اما دقیقا ۲۹ مرداد ۱۳۶۷ امام قطعنامه را پذیرفت دانشجوها در کار استاد در مانده شده بودند اما استاد بود وباید اطاعت میکردند وکردند، اما هنوز سوالی بی پاسخ است امام چرا پذیرفت؟ واگر با رضایت قلبی پذیرفت پس چرا در پیام قطعنامه نوشت((اما در مورد قبول قطعنامه که حقیقتا مسئله بسیار تلخ وناگواری برای همه وخصوصا من بوده است…خوشا به حال جانبازان واسرا ومفقودین وخانواده های معظم شهدا،وبدا به حال من که هنوز مانده ام وجام زهر الود قبول قطعنامه را سر کشیده ام ودر برابر عظمت وفداکاری این ملت بزرگ احساس شرمساری میکنم…قبول این مسئله برای من از زهر کشنده تر بود/صحیفه امام جلد ۲۱ ص۹۸))

همان جام زهر کار خود را کرد واستاد در ۱۴ خرداد به لقا ی معبود خود پیوست حالا یکی از بهترین شاگردهایش جای او نشسته بود ودر اولین سخنرانی بعد از امام گفت((محکم پای میراث امام ایستاده ایم )) او عهد را فراموش نکرده بود امام بعضی به ظاهر دوستان وحتی برخی شاگردان دیروز استاد عهدرا در عادت سخیف روز مرگی به فراموشی سپرده وان را همراه باد غفلت کرده بودند وبرخی عهد را فروختند به درخشش سکه های رایج بازارمکاره دنیا!

سیاست تنش زدایی در پیش گرفتیم وعصر سازندگی را برقرار کردیم گفتیم به هر نحوه شده باید پول برای طرح هایمان فراهم کنیم حتی اگر به قیمت له شدن شاگردان روح الله زیر چرخ های توسعه باشند حتی اگر به قیمت ناله های جانسوز ولی نعمتان انقلاب باشند باید مانور تجمل میدادیم باید برای شیطان اکبر وشیطان های اصغر ثابت میکردیم ما همان شاگردان دیروز روح الله نیستیم! ما دیگر رزمنده وبه قول شما خشونت طلب نیستیم، ما باید عین ان ها میشدیم نمیشد با لباس خاکی به سازمان ملل رفت شهید رجایی خیلی وقت بود که شهید شده بود وباید مرامش هم شهید میشد راستی شهید رجایی هم معلم بود، باید شیک میشدیم باید محافظ هایمان زیاد میشدند باید خاکی نمیشدیم باید از خاک خورده های انقلاب جدا میشدیم باید خاکی نمیشدیم پس دیواری از بادیگاردها دور خودمان باید میکشیدیم وکشیدند برخی شاگردان دیروز وتکنوکرات ها که حالا با تمام شدن جنگ به فکر غنیمت های جنگی که حضور نداشته اند افتاده بودند فرصت بر گشت پیدا کرده بودند و بر گشتند، عده ای شدند مدیر، طبقه مدیر، طبقه مدیر های جمهوری اسلامی ان هم در منطقه یک تهران انجا از خاک خبری نبود واز افلاک هم همچنین ، اما ان شاگرد جانباز هنوز در منطقه شش تهران وسط دودها ی ماشین های گرازه وبین خاک خورده های انقلاب مانده بود ، سازندگی تمام شد وحالا شدیم اصلاحاتچی!

این بار باید مرام روح الله را فراموش میکردیم وباید در موزه ها برا ی تفریح به سراغش میرفتیم نه در وسط میدان زندگی برای ساختن مسیر سعادتمان، این بار باید علی بن ابی طالب خلع سلاح میشد((روزنامه اصلاح طلب عکس حضرت امیر با ذوالفقار را سانسور کرده بود وبه جای ذوالفقار،گل به دست حضرت امیر داده بود!)) ما عوض شده ایم خشونت طلب نیستیم دیگر ان دانشجوها تقدس نمیشدند همانند استادشان که به گوشه ی موزه ای فرستادند مرامش را این بار دانشجو ها باید استنتاق میشدند چرا جنگیدید؟چرا جنگ را ادامه دادید؟ چرا تسلیم نشدید وهزار چرای دیگر عباس آژانش شیشه ای حرفی نداشت اما این بار ما عباس را رها نمی کردیم عباس چرا جنگیدی؟ چرا با حرف های استادت خام شدی؟ حالا بیماری میخواهی درمان بشی به ما چه؟ مگر ما گفتیم بجنگ ؟ عهد فراموش شد برخی شاگردهای سابق به قدری بلند شده بودند که دیگر قد مردم به ان ها نمی رسید وشلوارشان به قدری تنگ شده بود که امکان نشستن سر مزار همرزم سابق حتی برای خواندن یک فاتحه پیدا نمی کردند باید صاف می ایستادند مبادا خاکی بشوند ومادر شهیدی که گوشه خانه گلی هنوز منتظر فرزند مفقودش است باید صاف می ایستادند مبادا خانه گلی مادر شهید خاکی شان کند باید صاف می ایستادند صاف ایستادند وصاف زل زدند به چشمان مادر شهید وپا روی خون شهید گذاشتند کنفرانس برلین را عرض میکنم یادتان هست بگذریم وذائقه ها را بیش از این تلخ نکنیم

عصر اعتدال  پایان عهد را اعلام کرد شما اصلا چه نسبتی با این انقلاب دارید؟ بله ای شهدا شما را عرض میکنم چه نسبتی با این انقلاب دارید مطمن هستید که در این کشور شهید شده اید؟ وبرای این کشور؟ اشتباهی گرفته اید ما در ایبنجا با برجام سایه جنگ را دور میکنیم حسین همدانی کیست؟ وبا صفدر حسنی مخازن انقلاب را  پر میکنیم تند گویان ،همت ،باکری ،کریمی ،حاجی پور کیستند؟اما ان شاگرد سینه چاک استاد هنوز محکم ایستاده هر چند برای محکم ایستادنش هزینه داده اما ایستاده پای بیرق عباس آژانس شیشه ای او پای ماه پاره خبر دار ایستاد وبرخی همرزمان سابق پای ماهواره، او بادیگارد ندارد او محافظ دارد او خودش هم محافظ است محافظ انقلاب ان عهد را خامنه ای ما محکم نگه داشته هر چند خیلی ها فراموش کرده اند گله ای هم نیست اب وهوای نیاوران سازگار با این عهد نیست انقلاب بیشتر به درد این عهد میخورد چرا که خود همزاد انقلاب است از امام حسین تا انقلاب وتا ازادی راهی نیست وحسن زمان پای انقلاب ایستاده است((پندار ما این است که ما مانده ایم وشهدا رفتنه اند،اما حقیقت ان است که زمان ما را با خود برده است وشهدا مانده اند/شهید اوینی))

 

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه