رفتن به بالا
  • سه شنبه - 10 بهمن 1396 - 11:38
  • کد خبر : ۶۷۹۸۵
  • مشاهده :5 views

دشمنان محور مقاومت، اعتراضات مردم سوریه را سازماندهی کردند

پایگاه خبری توفارقان- آذرشهر , گوگان , ممقان:  فرزند ارشد شهید همدانی گفت: در زمانی که خیلی ها از جمله دولتمردان و بعضی از مسئولان ما تصور می کردند که کار سوریه تمام است، شخصی به نام شهید همدانی با تفکری انقلابی و بسیجی ایستادگی کرد و گفت: کار تمام نشده است! به گزارش شبکه […]

پایگاه خبری توفارقان- آذرشهر , گوگان , ممقان: 

فرزند ارشد شهید همدانی گفت: در زمانی که خیلی ها از جمله دولتمردان و بعضی از مسئولان ما تصور می کردند که کار سوریه تمام است، شخصی به نام شهید همدانی با تفکری انقلابی و بسیجی ایستادگی کرد و گفت: کار تمام نشده است!

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از مرآت، پس از به ثمر نشستن مبارزاتش در زمان انقلاب، اندیشه پایه گذاری سپاه همدان او را به تکاپو وا می داشت و نهایتا به عنوان یکی از ارکان اصلی شورای عالی فرماندهی سپاه استان همدان فعالیت هایش را پی گرفت.

اما پیش از آن که جنگ آغاز شود، او راه کردستان را در پیش گرفته بود تا غبار محرومیت را از چهره مردمان این دیار بردارد. طبیعتا جنگ که شروع شد، او که کردستان و اوضاع امنیتی اش را می شناخت دوباره رهسپار کردستان شد. در آن زمان ها فرماندهی لشکر ۳۲ انصار الحسین(ع) استان همدان، فرماندهی لشکر ۱۶ قدس گیلان و معاونت عملیات قرارگاه قدس را در کارنامه داشت.

بعدها که جنگ تمام شد، او باز هم از پای ننشست. آن ها که او را می شناختند همه تصدیق می کردند که سردار، پرکار و انقلابی است و خسته نمی شود! ناآرامی های سوریه که آغاز شد، آرام از دلِ سردار سپیدموی سپاه رفت. او به سوریه رفت در حالی که شش دهه از عمرش گذشته بود. تشکیلات دفاع وطنی و فاطمیون هر دو از یادگاران شهید همدانی هستند و همین کافی است برای این که بدانیم تأثیر شهید همدانی بر معادلات نظامی در سوریه تا چه اندازه زیاد بود.

در سوریه او را به نام «ابو وهب» می شناختند چون نام فرزند بزرگتر را وهب گذاشته بود. مرآت اکنون پای صحبت های «وهب» نشسته است؛ فرزند شهیدی که از مردم می خواهد برای عاقبت بخیری اش دعا کنند. وهب حجم عظیم شبهات درباره نبرد در سوریه را ناشی از کم کاری خودِ ما می داند. او در این گفتگو جوانان را انقلابی به تلاش فرامیخواند و پدرِ شهیدش را مثال می زند که شب ها را برای رفتن به مأموریت انتخاب می کرد تا از تمام فرصت روز برای فعالیت بیشتر استفاده کند.

وهب در این گفتگو از نگاه حسرت آمیز پدر به عکس یاران سفرکرده و دورترین خاطره ها از شهید همدانی می گوید.

مرآت شما را به مطالعه این گفتگو دعوت می کند.

مرآت- جناب همدانی! گمان من بر این است که شهدای مدافع حرم از جنبه هایی از شهدای دفاع مقدس مظلوم ترند؛ چرا که این شهدا هم مورد هجمه خارجی ها بودند و هم مورد هجمه برخی از داخلی ها. خانواده شهدای مدافع حرم کنایه های بسیاری از داخلی ها شنیدند. ما هنوز فراموش نکرده ایم که پس از شهادت شهید همدانی، یکی از روزنامه ها تیتر زد که «سرهنگ همدانی در سوریه کشته شد» شما این هجمه ها را چگونه دیدید و چگونه با آن کنار آمدید؟

نکته ای که شما به آن اشاره کردید درست است. شرایط و نوع نگاه ها به مقوله دفاع با زمانِ دفاع مقدس تفاوت هایی کرده است. نوع نگاه انسان ها به مقوله دفاع، بر برخوردهای آن ها تأثیرگذار است. ما از فضای معنوی زمان جبهه و جنگ فاصله گرفته ایم. هضم این فاصله گرفتن برای بعضی ها سخت است. اما به طور می توانیم کسانی را که شبهاتی درباره مدافعان حرم ایجاد می کنند، به دو دسته تقسیم کنیم.

یک سری از این افراد دشمنان قسم خورده این انقلاب و معاندین هستند که ما توقعی از آن ها نداریم. دشمن باید دشمنی کند و در غیراینصورت که دیگر دشمن نیست! آمریکا، اسرائیل، برخی از کشورهای مرتجع عربی و منافقین از هر فرصتی برای ضربه زدن به نظام و اسلام استفاده می کنند. دسته دوم بخشی از خودِ مردم هستند. عامه مردم البته طرفدار نظام و انقلاب هستند چرا که خود این مردم بودند که انقلاب کردند.

جولان شبهات درباره سوریه ناشی از کم کاری خود ماست

نظام اسلامی مبتنی بر حمایت های مردمی و در واقع نظامی مردمی است بنابراین اگر این شبهات به وجود می آید در وهله نخست ناشی از کم کاری خودِ ماست. ما فرهنگ شهادت را به درستی به نسل جوان معرفی نکرده ایم. ما و رسانه هایمان باید در این زمینه گام برداریم. انقلاب اسلامی پتانسیل بالایی دارد. ظرفیت انقلاب اسلامی آنقدر بالاست که هرجا دشمنان حتی با تمام توانِ بالای علمی و مادی خود وارد شده اند، در جبهه های مختلف شکست خورده اند.

رسانه های تخریبگر داخلی تهدیدی جدی نیستند

این شکست ناپذیری نشان می دهد که انقلاب واجد مولفه های ارزشمندی است؛ بنابراین هرچه ما بیشتر انقلاب و فرهنگ شهادت را به مردم معرفی کنیم، افراد بیشتری جذب این فرهنگ می شوند. البته اکثر رسانه هایی که شما به آن اشاره کردید، از جایی خط می گیرند. با این وجود من فکر می کنم آن ها در حال حاضر یک تهدید جدی به حساب نمی آیند.

اصل ماجرا این است که ما ظرفیت های خودمان را به مردم نشان بدهیم.

مرآت- شهید همدانی در حوزه کاری خود کارنامه بسیار موفقی دارد. فارغ از شهادت که در واقع اوج این موفقیت است، از دیدگاه شما موفقیت آمیزترین نقطه در کارنامه شهید همدانی کجاست؟

به نظر من مهم ترین نقشی که ایشان ایفا کرد، این بود که یک عنصر انقلابی کارآمد بود. ایشان با انقلابی بودن، و نه جناحی بودن، توانست وظایف خود را در قبال انقلاب به خوبی به ثمر برساند.

مرآت- شهید همدانی با شهید شاطری در ارتباط بودند؟

این دو شهید با هم دوست بودند. شهید شاطری در مواضع مختلفی با شهید همدانی همکاری می کردند. آن ها با هم در ارتباط بودند و از گذشته یکدیگر را می شناختند. شهید همدانی همواره بر اخلاص شهید شاطری و این که ایشان زندگی خود را وقف اسلام و انقلاب کرده است، تأکید می کرد. بعد از شهادت شهید شاطری، ایشان بسیار حسرت می خوردند و آرزو می کردند که به این مقام برسند.

مرآت- نکته مهمی که درباره فرماندهان و رزمندگان مدافع حرم وجود دارد این است که آن ها به کشوری با فرهنگ، زبان و مذهب متفاوت می روند و با نیروهای بومی منطقه ارتباط برقرار می کنند. اقدامات نظامی فرامرزی دشواری های ویژه ای دارد. از جلوه های پیوند فرهنگی شهید همدانی با نیروهای بومی سوریه و دیگر کشورها نکته ای در ذهن دارید؟

شهید همدانی موسس دفاع وطنی در کشور سوریه است. دفاع وطنی تشکیلاتی مشابه بسیجِ خود ماست. عمده افرادی که به عنوان نیروهای بسیجی در دفاع وطنی حضور دارند، اهل سنت هستند و بنابراین همانطور که شما اشاره کردید هم زبان متفاوتی دارند و هم مذهب متفاوتی. موسس تشکیلات فاطیمون هم شهید همدانی است. ایشان هسته های اولیه فاطمیون را شکل دادند.

وقتی دشمنان محور مقاومت، اعتراضات مردم سوریه را سازماندهی کردند

مساله ای که در اوج درگیری های سوریه به چشم می خورد این بود که سوری ها فکر می کردند که می توانند با استفاده از توان ارتش به مصاف مشکلات موجود بروند. یک سری از این مشکلات، مربوط به اعتراضات مردمی بود. این اعتراضات بعدها سازماندهی شد و برخی کشورهایِ دشمنِ محور مقاومت در این امر ورود پیدا کردند و ابتدا جیش الحر و سپس داعش و جبهه النصره را وارد میدان کردند.

توان مردمی در سوریه دشمن را زمین گیر کرد

با این حساب اهمیت ایجاد ساختار دفاع وطنی روشن می شود. این ساختار که با استفاده از ظرفیت های بومی منطقه ایجاد شده بود، ناجی سوریه شد. من این مساله را هم از ظرفیت های انقلاب اسلامی می دانم. شهید همدانی در شرایطی که ارتش سوریه نمی توانست رفتار صحیحی را با مردم سوریه داشته باشد، از توان خود مردم استفاده کرد و همین توان مردمی بود که دشمن را زمین گیر کرد.

بنابراین آنچه که در این میان نقش بسیار پررنگی در پیروزی محور مقاومت داشت، حضور خود مردم در قالب تشکیلات دفاع وطنی بود.

مرآت- جناب همدانی! در غرب افراد متوسط به گونه ای توسط رسانه ها و سیستم تبلیغاتی برجسته می شوند که ممکن است از آن ها تصویر یک اسطوره در ذهن مردم نقش ببندد. برخی کشورها حتی از اسطوره های افسانه ای خود هم بهره برداری تبلیغاتی می کنند! ما برای معرفی شهید همدانی ها که اسطوره های واقعی هستند چقدر کار کرده ایم؟

شهید همدانی از سال ۵۴ تا سال ۹۴؛ یعنی از جوانی تا ۶۵ سالگی که به شهادت رسیدند، در خط انقلاب بودند. ایشان از این منظر می تواند یک الگو باشد. در ابتدای سخنم اشاره کردم که ما از فضای زمان دفاع مقدس و آن انسان های عجیب فاصله گرفته ایم. امروز با مشکلاتی همچون تغییر ذائقه برخی از مسئولین مواجه هستیم و اگر شهدا بودند اینگونه عمل نمی کردند.

شهدای مدافع حرم از ظرفیت های انقلاب اسلامی هستند

در چنین شرایطی خداوند، شهید همدانی را برای ما نگه داشت. شهید همدانی می تواند یک الگو باشد البته بحث من فقط مربوط به شخص شهید همدانی نیست. ما ظرفیت های بسیاری داریم. شهدای دفاع مقدس، شهدای مدافع حرم و شهدایی همچون شهیدان کاظمی و صیاد شیرازی از ظرفیت های ما هستند. اگر امروز شاهد ورود شبهاتی به عرصه اجتماع هستیم، جدا از این که دشمن نقشی اساسی در این ماجرا دارد، کم کاری ما هم یک عامل مهم تلقی می شود.

پدرم معمولا شبانه به مأموریت می رفت

تکرار می کنم که ما در عرصه انتقال این فرهنگ کم کاری کرده ایم. شهید همدانی تلاش می کرد که شبانه به مأموریت برود تا از فرصت استفاده و استراحت کند تا بتواند از تمامِ فرصت روز برای انجام مأموریت خود بهره بگیرد. بچه های انقلابی و حزب اللهی باید بدانند که ما باید در این عرصه به سختی کار کنیم. امروز حضرت آقا بحث اقتصاد مقاومتی را مطرح کرده اند و تلاش در این عرصه هم جهاد محسوب می شود.

شهید همدانی می تواند در عرصه های بین المللی تأثیرگذار باشد

کسی که در چند ساعت امتحان کنکور، نتیجه مطلوبی می گیرد، دو سال زحمت و تلاش و کم خوابی و بیخوابی را تحمل کرده است. ما باید مرارت های گوناگونی را متحمل شویم. ما ظرفیتی همچون شهید همدانی را داریم که می تواند در عرصه های بین المللی تأثیرگذار باشد. شهید همدانی امروز یک چهره دوستداشتنی برای ایرانی ها، سوری ها، عراقی ها، افغانستانی ها، پاکستانی ها و یمنی هاست.

بسط تفکر انقلابی و بسیجی در سوریه

اقوام ایران عاشق ایشان هستند. گیلانی ها، همدانی ها، تهرانی ها و کرمانشاهی ها ایشان را دوست دارند. ممکن است گاهی مسئولان ما به این نتیجه برسند که خیلی چیزها از دست رفته است اما امثال شهید همدانی ها هنوز هستند. در زمانی که خیلی ها از جمله دولتمردان و بعضی از مسئولان ما تصور می کردند که کار سوریه تمام است، تفکر انقلابی و بسیجی توسط شخصی به نام شهید همدانی ایستادگی کرد و گفت کار تمام نشده است.

دشمنان حتی از اسطوره های افسانه ای خود استفاده می کنند

در حوادث گوناگونی که گریبانگیر انقلاب می شود، شهید همدانی ها یک ظرفیت هستند و اگر این الگوها به مردم شناسانده شوند، می توانیم دردهای امروز خود را درمان کنیم. شما اشاره کردید که دشمنان حتی از اسطوره های افسانه ای خود هم استفاده می کنند تا مردم را به مسیری که مدنظرشان هست هدایت کنند اما در این سو ما ضعیف عمل کرده ایم.

شهید همدانی و امثال ایشان ظرفیت های انقلاب اسلامی هستند. شایسته است که برای معرفی این شخصیت ها کار کنیم. جوان ها باید به این عرصه ورود پیدا کنند. ما شهدایی در سنین مختلف داریم بنابراین می توانیم برای افراد در سنین مختلف الگوسازی کنیم.

مرآت-  دورترین خاطره ای که از پدر بزرگوارتان در ذهن دارید چیست؟

مادر من خاطراتی خواندنی از شهید همدانی دارد که در کتاب «خداحافظ سالار» توسط آقای حمید حسام نگارش و گردآوری شده است. مطالعه این کتاب می تواند الگوی خوبی از سبک زندگی شهیدانه برای جوان های امروزی معرفی کند. اما درباره خودم باید بگویم که دوران کودکی من در شهرهای مختلفی گذشته است. پدر من معمولا خانه نبود. او دائما در جبهه ها مشغول فعالیت بود.

یکی دو روز طول می کشید تا بتوانم به پدر نزدیک شوم

دورترین خاطره های من از پدر مربوط به زمانی است که او را با آمبولانس در حالی که مجروح بود به خانه می آوردند. من صحنه هایی که ایشان را با برانکارد به خانه می آوردند در ذهن دارم. بچه ها دوست دارند پدرشان سالم و شاداب باشد اما صحنه هایی که من می دیدم برایم سنگین بود. وقتی پدرم را به خانه می آوردند من گوشه ای کز می کردم و وضعیت پدر طوری بود که یکی دو روزی طول می کشید تا من بتوانم به او نزدیک شود و با او ارتباط برقرار کنم.

وقتی کمی ارتباط ما صمیمی تر می شد، ایشان دوباره با همان وضعیت به منطقه برمی گشت.

مرآت- در آرزوی شهادت بودن اصلی مشترک بین همه شهداست. عمیق ترین جلوه ای که خود شما از اشتیاق پدر برای شهادت مشاهده کرده اید چه موردی بوده است؟

به خاطر دارم یک بار چند نفر از جوانان بسیجی به ایشان گفتند که ما دوست داریم در سوریه به شهادت برسیم. شهید همدانی سخن آن ها را اصلاح کردند و گفتند هدف ما شهادت نیست و قرار نیست ما به سوریه برویم تا شهید شویم. همانطور که شما هم اشاره کردید، شهید همدانی گفت آرزوی ما شهادت است و ما باید به سوریه برویم و مثمر ثمر باشیم.

هدف ما شهادت نیست

ایشان می گفت ما باید تا آنجا که می توانیم از جان خودمان محافظت کنیم و در مسیر جهاد و شهادت زندگی کنیم. شهید همدانی تأکید می کرد که اگر آرزوی شهادت در دل ما بود و خداوند این توفیق را به ما داد، سعادت بزرگی نصیب ما شده است و اگر هم این توفیق را به ما نداد، لیاقت این مقام را نداشته ایم و در حسرت آن خواهیم بود؛ اما هدف ما شهادت نیست.

نگاه حسرت آمیز به عکس های یاران سفرکرده

شهید همدانی انسان توداری بود و احساسات خود را بیان نمی کرد اما من چندین بار دیده بودم که ایشان عکس دوستانِ شهیدش را با حسرت نگاه می کرد. گاهی به فکر فرو می رفت و به حال رفیقانش غبطه می خورد. یکی از مسائلی که شاید در شهادت ایشان بسیار تأثیرگذار بود این بود که ایشان پس از شهادت شهید شوشتری بسیار حسرت می خورد.

وقتی شهید شوشتری آسمانی شد، من جایی بودم و پدر با من تماس گرفت. کمتر اتفاق می افتاد که پدر به خاطر شهادت افراد با ما تماس بگیرد اما آن روز تماس گرفتند و خبر شهادت شهید شوشتری را با حسرت خاصی به من دادند. این که ایشان احساس می کردند که از قافله جا مانده اند برای ایشان احساس خوشایندی نبود.

مرآت- و سخن آخر.

از مردم می خواهم که برای ما دعا کنند. رسالت فرزندان شهدا سنگین است. از مردم می خواهم که برای عاقبت بخیری ما دعا کنند.

نکته دیگر این که شهید همدانی در وصیت نامه اش از کسانی که این وصیت نامه را می خوانند درخواستی دارد. ایشان در وصیتنامه نوشته اند که من از همه دوستان و آشنایان درخواست می کنم که اگر برایشان ممکن است، برای من یک روز نماز و روزه بجا بیاورند.

ایشان می نویسد اگر در عالمی دیگر در کنار شما بودم، این هدیه را جبران خواهم کرد. این وعده شهید است و وعده شهید صادق است. من از عزیزانی که این متن را مطالعه می کنند درخواست می کنم این خواسته شهید را انجام دهند و ان شاء الله مشمول لطف این شهید باشند.

مرآت- سپاسگزارم بابت وقت ارزشمندی که در اختیارم قرار دادید.

من هم از شما ممنونم.

گفتگو و تنظیم: محسن حسن زاده

انتهای پیام

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه